“فرصت را دریابیم و امیدوار باشیم دیگر هرگز چنین فرصتی نخواهیم داشت.” این آخرین جملهی مقالهای است به نام تأمل یک مورخ در باب خبرهای نادرست جنگ که مارک بلوک، مورخ فرانسوی، در سال ۱۹۲۲ در نشریهی تألیف تاریخی به چاپ رساند، سه سال پس از پایان جنگ جهانی اول، جنگی که خود او از آغاز آن به جبهه فرا خوانده شد، تمام آن را سلاح به دست گذراند، و از آن جان سالم به در برد. بلوک که پیش از جنگ در کار تحصیل و تدریس در رشتهی تاریخ بود پس از آن وقفهی چهارساله به دانشگاه بازگشت و عمدهی کارش در زمینهی تاریخ قرون وسطا در اروپا شد. مقالهی فوق از کمشمار نوشتههای او دربارهی تاریخ معاصر، یا درستتر اینکه دربارهی تاریخ زمان حال خودش است و به پدیدهی شایعه در جنگ میپردازد، به این که باید اثر شایعه را در تبیین رفتارهای فردی و جمعی کنشگران و توجیهپذیری این رفتارها نزد خود آنان و دیگران در نظر گرفت، و به این که باید شکلگیری هر شایعه را در محیط اجتماعی ویژهی آن و تحت تأثیر نظارت و دخالت نهادهای مربوط تبیین کرد.
بلوک تأکید میکند که، در مواجهه با هر سندی از جنگ که از فرد یا گروه یا نهادی به جا مانده باشد، کار نظاممند و نقادانهی مورخ به تشخیص درست از نادرست تمام نمیشود، بل به این هم میپردازد که کدام سند کجا و چگونه گواه خبری نادرست میشود. وسعت و شدت درگیری جنگ جهانی اول در اروپا بازماندگان بس پرشماری به جا گذاشته بود و توسعهی فنآوری نوین در آن دوره امکان جمعآوری هر سندی و به ویژه گزارشهای شخصی این بازماندگان را بیش از پیش فراهم میکرد. این دسترسی بیسابقهی مورخان به روایتها و شهادتهای بازمانده از جنگ همان فرصتی است که بلوک امیدوار بود “دیگر هرگز پیش نیاید”
اما پیش آمد و جنگ جهانی دوم در وسعت و با شدتی بیشتر اروپا را در نوردید. بلوک باز از همان آغاز به ارتش پیوست و در نبردی شرکت کرد که این بار یک سال هم طول نکشید و به تسلیم فرانسه و اشغال آن به دست نیروهای نازی انجامید. در بازگشت از جبهه، در سال ۱۹۴۰، بلوک گزارشی از این نبرد نوشت به نام شکست شگفتآور که تنها پس از پایان جنگ، در سال ۱۹۴۶، امکان چاپ و نشر یافت. تأکید بر شگفتزدگی نویسنده در عنوان این متن، نه وعدهی بازگویی طرفه ماجرایی است و نه اعتراف به سرگشتگی و درنگ بر آن. بلوک خاطره نمینویسد و شرح حال یا حدیث نفس هم نمیگوید. عنوانْ دعوتِ خواننده است به شرکت در تلاشی جمعی برای درک و فهم واقعهای سرنوشتساز. بلوک مورخ است و گزارش را چنان طرح میریزد که از تجربهی تروتازهی خود مایهی کار پژوهشی بسازد برای مورخان آینده.
در قسمت اول، معرفی شاهد بر خوانندگان روشن میکند نویسنده چه کسی است، از چه پسزمینه و با چه توشهای به میدان جنگ رفته، آنجا چه کار بر عهدهاش گذاشتهاند، او چه کرده و چه بر سر او آمده است. در قسمت دوم، اظهارنامهی یک مغلوب تقریر سرباز جنگدیده است از جزء به جزء نابسامانی و ناکارآمدی در جبههی نبرد که از نظر او قدم به قدم رسیدن شکست را سبب بودهاند. در قسمت سوم، یک فرانسوی در برابر وجدان خود به تأمل بر همهی علتهایی می پردازد که در بطن جامعه و نهادهای گوناگون آن، در آستانهی جنگ و حین آن، در وقوع شکست اثر داشته اند، تأملی که شهروند پرسشگر میکند تا مگر بتواند امید به رهایی را زنده نگاه دارد و چشمانداز روزهایی خوش را باورپذیر. بلوک به نوشتن بسنده نکرد و به نهضت مقاومت فرانسه پیوست و پس از چهار سال مبارزهی مخفی، تنها چند ماه پیش از آزادسازی فرانسه به زندان نیروهای اشغالگر افتاد و تیرباران شد. کتاب شکست شگفتآور دو سال پس از مرگ او در آمد و اولین جملههای آن این است که “این سطرها آیا هرگز به چاپ خواهند رسید؟ نمیدانم.”
در این دوره به بازخوانی مقالهی تأمل یک مورخ در باب خبرهای نادرست جنگ، ۱۹۲۲، و کتاب شکست شگفتآور، ۱۹۴۶، نوشتهی مارک بلوک میپردازیم. این دوره بر مطالعه، مشارکت و گفتگوی شرکتکنندگان استوار است. روش کار به این شکل خواهد بود که هر هفته اعلام میکنیم چه بخشی از متون بناست مطالعه شوند و پس از ارائهی مدرس، بقیه زمان جلسه به گفتگو خواهد گذشت. این دو متن جستارهایی هستند که مطالعهی آنها برای عموم ساده است و میتواند جذاب باشد. همچنین آشنایی با روششناسی تاریخی نویسنده و اهمیتی که برای پژوهش میانرشتهای قائل بوده است برای پژوهشگران رشتههای علوم انسانی میتواند آموزنده باشد.
جلسهی نخست:
مارک بلوک: مورخ، سرباز و شهروند
جلسهی دوم:
بازخوانی مقالهی تأمل یک مورخ در باب خبرهای نادرست جنگ، ۱۹۲۲
جلسهی سوم، چهارم و پنجم:
بازخوانی کناب شکست شگفتآور، ۱۹۴۶
جلسهی ششم:
بحث آزاد
مدرسهی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.