نصرت رحمانی: سلوک یک عصیان پریشان

نصرت رحمانی: سلوک یک عصیان پریشان

  • تاریخ شروع: ۱۶ تیر ۱۴۰۵
  • روزهای: سه‌شنبه
  • ساعت: ۱۷-۱۹
  • تعداد کل جلسات: ۴
  • دوره به صورت: آنلاین

شاید بتوان گفت از دهه‌ی ۱۳۸۰ شمسی تا کنون، به‌دلایل متعدد اجتماعی‌سیاسی با حضور شاعرانِ نام‌آور و جریان‌سازی مواجه نیستیم که حرف شعریِ تازه و ماندگاری را، با شدت و حدّتِ نیما و معدود دنبال‌کنندگان برجسته‌اش، و در ادامه‌ معدود شاعران مطرح دهه‌ی ۱۳۷۰، به گوش برسانند. برای همین نیز همچنان رجوعِ جدّی و تشریحی به آثار همان معدود دنبال‌کنندگان نیما می‌تواند راهگشای درک تازه‌ای از ظرفیت‌های فرمی، ساختاری، و محتواییِ زبان فارسی در حیطه‌ی شعر باشد. در مورد نصرت رحمانی، نظرات و بررسی‌ها غالباً با رویکردهای افراطی صورت گرفته؛ از یک‌طرف، آثار او، متأثر از شهرت و محبوبیت‌اش، بدون واکاویِ دقیق تأیید شده، و از طرف دیگر، شعرهایش به‌عنوان آثاری سطحی و عامه‌پسند رد شده یا نادیده گرفته شده‌اند.

رویکرد حاضر بر آن‌ است که شعرهای رحمانی را ذیل تعریف رسانه‌ی شعر، و مبتنی بر کارکرد عناصر برسازنده‌ی آن، بررسی کند. درعین‌حال، واکاوی جزئی‌نگرانه‌ی مضامین شعرهای نصرت رحمانی، به‌عنوان شاعری که دست‌کم چندین دهه با مقبولیت مخاطب عام مواجه بوده، و دنبال کردن دقیق مسیر این شعر‌ها و تشریح سویه‌ها و رگه‌های ذهنی‌روانیِ پنهان آن‌ها، می‌تواند ما را به درک عمیق‌تری از روان جمعیِ عامه‌ی مردمان هم‌زبان، هم‌دیار و هم‌دوره‌ی او برساند، و این خود می‌تواند زمینه‌ساز شکل متفاوتی از تأمل‌درنفسِ انتقادی در خوانندگان شعر فارسی بشود.

روش‌شناسی این دوره مبتنی بر ایده‌پردازیِ تری ایگلتون در باب ساختار شعر و کارکرد عناصر برسازنده‌ی شعر در کتاب «چگونه شعر بخوانیم» خواهد بود. رویکرد تحلیلیِ این دوره مبتنی بر پیگیری سیرِ تاریخیِ دفترهای شعر رحمانی، و ردیابی مسیر شکل‌گیریِ ذهنیتِ فرمی‌محتواییِ این شاعر در روندی روبه‌رشد، تا مرحله‌ی رسیدن به بلوغِ ذهنی و زبانی، و تجربه‌ی یک اوج منطقی در روند شاعری، و سپس نزول و افول است. در واکاوی این روند، نقاط قوّت‌ و ضعفِ این شاعر وارسی می‌شوند تا به درک واقعی‌تر، دقیق‌تر، و بی‌غرض‌تری از این سیر تحول دست پیدا کنیم. ازاین‌رهگذر، به‌پشتوانه‌ی روش‌شناسیِ ایگلتون، و با شناسایی روَند فرمی و محتواییِ شعرهای رحمانی، از طرفی می‌توان به ارائه‌ی خوانش درستی از شعرهای برتر رحمانی رسید، و از طرف دیگر می‌توان جایگاه شعریِ او در شعر معاصر ایران، و نسبت شعر و ذهنیتِ او با جامعه، زمانه‌، و شاعران هم‌دوره‌اش (احمد شاملو، یدالله رؤیایی، فروغ فرخزاد و …) را به‌اجمال تبیین کرد.

جلسه‌ی اول: دوره‌ی متقدم
فشرده‌ای از زندگینامه‌ی شاعر، معرفی سه مجموعه‌ی «کوچ» (۱۳۳۳)، «کویر» (۱۳۳۴)، و «ترمه» (۱۳۳۶)، برشمردن خصایص عمده‌ی شعرهای این دوره‌ی شاعر (فضاسازی‌های ملموس و محسوس/ جسارت در طرح مضامین ممنوعه/ وارد کردن عناصر، تصاویر، و شمایل‌های‌ زندگی روزمرّه‌ی شهری به شعر/ عصیان مأیوسانه، شهوت‌زده و خودشکنانه/ توصیفات ساده‌ی عامّه‌فهمِ واجد وضوح و گیرایی)، تأثیرات عاطفی و فکریِ شکست اجتماعیِ ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (کودتا علیه دولت مصدّق و سقوط آن) در شعرهای این دوره، و خوانش و بررسی چند شعر منتخب از این سه دفتر.

جلسه‌ی دوم و سوم:
دوره‌ی میانی/دوره‌ی اوج
معرفی مجموعه‌ی «میعاد در لجن» (۱۳۴۶)، برشمردن خصایص عمده‌ی شعرهای این دوره‌ی شاعر (عمق‌یابیِ نسبیِ حسّانیت شاعر در قبال مفاهیم بنیانیِ تنهایی، دوست، زن، مرگ/ شکل‌گیریِ گونه‌ای مقاومت منفی در قالب نیرویی افشاگر و صادق، و زبانی صریح و بُرّنده/ عبارت‌پردازی‌ها و ترکیب‌های کلامیِ منحصربه‌فرد/ شکل‌گیریِ ضرب‌آهنگ شخصی‌ای گاه کُند و خسته، گاه پُرضرب و شتابناک، در همراهی با درنگ‌ها و تقطیع‌های تکان‌دهنده در راستای هدایت خواننده‌ به درون دنیای شعر/ کشف ظرفیت‌های بِکری، هرچند گذرا و ناقص، در زمینه‌ی حضور اعداد در شعر، یا وارد کردن بازیِ پُوکِر به شعر، و انسان‌انگاری اشیاء/ ارائه‌ی ایده‌ی سرودن شعری درباب سرودنِ شعر/ رسیدن به فضاسازی‌های اَبزورد در قالب هیچ نگفتن/ و درعین‌حال، حضور جدّیِ رگه‌ای از درویشی و عرفان، که در ادامه، در مجموعه‌های «حریق باد» به بعد، زمینه‌ساز انحراف، و مفرّی برای غلبه‌ی سویه‌ی ارتجاعیِ ذهنیت او بر سویه‌ی مدرن می‌شود)، و خوانش و بررسی نمونه‌هایی از موارد توفیق و ناکامیِ شاعر در چند شعر از این مجموعه.

جلسه‌ی چهارم:
دوره‌ی متأخر/دوره‌ی افول
معرفی مجموعه‌ی «حریق باد» (۱۳۴۹)، برشمردن خصایص عمده‌ی شعرهای این دوره‌ی شاعر (شکل‌گیریِ پریشانی و اوج‌گیری تردیدِ ذهنی در قالب شعرهای چندصدایی، صداهایی که همگی درآنِ‌واحد متعلق به شاعرند و، با وجود شدت و ضعف نسبی‌‌شان، هیچ‌کدام به‌تنهایی نماینده‌ی ذهنیت شاعر نیست/ شکل‌گیری تدریجی گونه‌ای نگاه عرفانی متأثر از بودا و مولوی)؛ بررسی دلایل افول شعر رحمانی (سلوکِ صِرفِ مبتنی بر شهود و غریزه و شور، که جایی نیروهای خود را به تَه می‌رسانَد و به‌تمامی تخلیه (یا به‌تعبیری اشباع) می‌‌شود/ عدم حرکت به‌سوی کمال زبانی، و اساساً قائل نبودن به کمال‌گرایی در عالَم زبان و فرم شعری/ و در کنار آن، فقدان جهان‌بینیِ بنیادین/ گرایش و علاقه‌ی ذهنی به پریشانی، شَله‌شیدایی، درویشی‌گری، قَلّاشی‌گری)، خوانش و بررسی نمونه‌هایی از توفیق و ناکامی شاعر در چند شعر از «حریق باد»؛ اشاره‌ای به دو مجموعه شعر بعدیِ شاعر، «پیاله دور دگر زد» (۱۳۶۸) و «شمشیر معشوقه‌ی قلم» (۱۳۶۹)، و ارائه‌ی جمع‌بندی درباب کارنامه‌ و جایگاه شعریِ او.

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.