نیستی از بندرسته: رِی برَسیه و سرنوشت فلسفه پس از دلوز

نیستی از بندرسته: رِی برَسیه و سرنوشت فلسفه پس از دلوز

  • تاریخ شروع: ۱۵ تیر ۱۴۰۵
  • روزهای: دوشنبه
  • ساعت: ۱۸:۳۰-۲۰:۳۰
  • تعداد کل جلسات: ۴
  • دوره به صورت: آنلاین و حضوری

این درسگفتار به بررسی کتاب نیستی ازبندرسته اثر ری برسیه می‌پردازد؛ کتابی که بسیاری آن را یکی از مهم‌ترین متون فلسفی آغاز قرن بیست‌ویکم و نقطه‌ای تعیین‌کننده در تحول فلسفه‌ی معاصر می‌دانند. هدف این درسگفتار نه صرفاً معرفی اندیشه‌ی برسیه، بلکه فهم تغییری بنیادین در چشم‌انداز فلسفه‌ی قاره‌ای است؛ تغییری که در آن مفاهیمی چون حیات، شدن، خلاقیت و تفاوت جای خود را به پرسش‌هایی درباره نیهیلیسم، انقراض، مرگ و بی‌تفاوتی کیهانی می‌دهند.

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، بخش بزرگی از فلسفه‌ی قاره‌ای تحت تأثیر اندیشمندانی چون ژیل دلوز قرار داشت. در این سنت، واقعیت عمدتاً به‌عنوان فرآیندی از تولید، دگرگونی، گشودگی و آفرینش فهم می‌شد؛ جهانی که در آن نیروهای حیات پیوسته اشکال تازه‌ای از وجود را پدید می‌آورند. برسیه در نیستی ازبندرسته این افق را به چالش می‌کشد و پرسشی بنیادین مطرح می‌کند: اگر جهان در بنیاد خود نسبت به انسان، حیات و معنا بی‌اعتنا باشد، آنگاه وظیفه‌ی فلسفه چیست؟ آیا فلسفه باید همچنان به ستایش خلاقیت و شدن ادامه دهد یا باید با امکان انقراض و نیستی رویارو شود؟

در این درسگفتار خواهیم دید که برسیه چگونه نیهیلیسم را نه به‌عنوان بحرانی که باید از آن گریخت، بلکه به‌عنوان حقیقتی که باید اندیشیده شود، در نظر می‌گیرد. او با اتکا به علم معاصر، از مرگ ستارگان، نابودی گونه‌ها، پایان احتمالی بشر و واقعیتی سخن می‌گوید که مستقل از هر تجربه و معنای انسانی وجود دارد. از نظر او، فلسفه تنها زمانی می‌تواند به واقعیت وفادار بماند که بتواند این امکان را بپذیرد که جهان نه برای ما ساخته شده و نه به ما نیازی دارد.

بخش مهمی از مباحث این دوره به نقد برسیه از دلوز اختصاص خواهد یافت. در حالی که دلوز مرگ و ویرانی را درون فرآیندهای گسترده‌تر شدن و آفرینش تفسیر می‌کند، برسیه بر این نکته تأکید می‌گذارد که انقراض را نمی‌توان صرفاً لحظه‌ای از تولید دانست. او می‌پرسد آیا فلسفه‌ای که همه چیز را در قالب خلاقیت و تفاوت می‌فهمد، واقعاً قادر به اندیشیدن نابودی مطلق است؟ از این رو، رویارویی برسیه و دلوز را می‌توان یکی از مهم‌ترین منازعات نظری فلسفه‌ی معاصر دانست؛ منازعه‌ای میان فلسفه‌ی‌ شدن و فلسفه‌ی انقراض.

در ادامه، جایگاه کتاب در شکل‌گیری جریان‌هایی چون رئالیسم نظری و نقد شتاب‌گرایی بررسی خواهد شد. خواهیم دید که چگونه برسیه، در کنار متفکرانی چون میسو، به بازگشت مسئله‌ی واقعیت مستقل از انسان یاری رساند و راه را برای بحث‌های تازه‌ای درباره‌ی علم، فناوری، سرمایه‌داری و آینده بشریت گشود. این درسگفتار در نهایت تلاشی است برای فهم یکی از مهم‌ترین گسست‌های فلسفه‌ی معاصر؛ گسستی که پرسشی بنیادین را پیش روی ما قرار می‌دهد: آیا فلسفه باید از زندگی و آفرینش آغاز کند یا از مرگ و انقراض؟ آیا وظیفه‌ی اندیشه معنا بخشیدن به جهان است یا مواجهه با جهانی که شاید هیچ معنای از پیش داده‌شده‌ای در خود نداشته باشد؟ نیستی ازبندرسته از این منظر صرفاً یک کتاب نیست، بلکه دعوتی است به اندیشیدن تا آخرین پیامدهای نیهیلیسم؛ دعوتی به رویارویی با واقعیتی که ممکن است در نهایت نسبت به تمامی امیدها، ارزش‌ها و آرزوهای انسانی بی‌تفاوت باشد.

 

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.