خوانش هستی و زمان؛ ۴- پروا به مثابه هستی دازاین؛ بگو نگران چه هستی تا بگویم که هستی

خوانش هستی و زمان؛ ۴- پروا به مثابه هستی دازاین؛ بگو نگران چه هستی تا بگویم که هستی

  • تاریخ شروع: ۲۲ تیر ۱۴۰۵
  • روزهای: دوشنبه
  • ساعت: ۱۸-۲۰
  • تعداد کل جلسات: ۴
  • دوره به صورت: آنلاین و حضوری

آدمی هستی خود را در حال‌و‌هواهایی می‌یابد،‌ دلهره یکی از آن حال‌وهواهایی است که هستی آدمی را آشکار می‌کند، دلهره امکان چرخشی‌ست از فراموشی هستی به سوی یاد و تفکر به هستی. دلهره هستن-توانستن آدمی را با رخداد اصابت‌کننده به او بیدار می‌کند. دلهره همچون ترس، ترس از یک چیز مشخص نیست که با شیوه‌ و مکانیسمی بتوان آن را رفع کرد یا با آن کنار آمد، بلکه در آن کلیت مناسبات جهان دلهره‌آور می‌شود. این کلیت دلهره‌آور می‌تواند پرسش هستی-زندگی را در کلیتش ممکن ‌سازد. مثلا وقتی یک دانشجو از شب امتحان می‌ترسد با درس‌خواندن و تمرین و تکرار به سراغ ترسش می‌رود اما اگر یک روز این پرسش به سراغ دانشجو بیاید که اصلا این دانشگاه و ساختاری که در آنم، تهی وانهاده است دیگر ترس به سراغش نیامده است، بلکه دلهره‌ او را مخاطب خود قرارداده و کلیت هستی جهان دانشگاه دچار فروپاشی شده است، اینجا لحظه‌ی مغاک و درعین‌حال بنیان‌گذاری است. به‌قول هایدگر حالی که در دلهره بر ما می‌رود، در خانه‌ی خویش نبودن است، یعنی کلیت امر مأنوس، نامأنوس گشته است.

این دلهره از کجاست؟ از پرواداری. از پرواداری برآمده از پرتا‌ب‌شدگی خود، از پرواداری آینده‌ی خود، از پرواداری جهان خود و دیگری، پرواداری در اینجا نقطه‌ی اتصال زمان‌مندی آدمی‌ست. بنابراین پروا نشان‌دهنده‌ی این است که آدمی موجودی بی‌قرار است. بی‌قراری یعنی قوامی ثابت بر روی یک ایستادن‌گاه نداشتن؛ یعنی همان اگزیستانس‌داشتن آدمی. آدمی نسبت به هر ایستادن‌گاهی همچون عقل، دین، روح، سوژه، قدرت و … که داستانش را به او بسپارد، در نهایت ناخرسند است. قصه‌ی آدمی تمام نمی‌شود او ناتمام است، او همواره قصه‌‌هایی از آن خود دارد که به آشکارگی نمی‌آید، او مدام در حال بازی با حقیقت به‌مثابه پوشیدگی-ناپوشیدگی است، این قصه‌داشتن مداوم نشان‌گر پروامندی برون‌خویشانه آدمیست.

او در دل تاریخ شخصی و جمعی خود همواره نگران است، نگران زندگی خود، او نگران پول، سلامتی، اعتبار، جاودانگی،‌ زیبایی، عدالت، و اخلاق … است، اما هر کدام از اینها نحوه‌ی خاصی از نگرانی است که ما را به‌ سوی پروا چونان هستی دازاین هدایت می‌کند. هایدگر از نگرانی آدمی نسبت به زندگی به پروا به مثابه هستی دازاین می‌رسد. این سخن را اگر با منطق هایدگر در هستی و زمان ادامه دهیم یعنی معنای هستی را از تحلیل دازاین بخواهیم بفهمیم از حیثی معنای هستی می‌شود پروا و در یک دور هرمنوتیکی پرواداری با حقیقت آدمی و خود حقیقت هستی گره خورده است. براین اساس، پرسش از حقیقت با پرسش از هستی و دازاین کوک و همساز می‌شود.

در این درسگفتار به مباحث زیر پراخته می‌شود:

جلسه‌ی اول: درآمدی برای ورود به بحث پروا
جلسه‌ی دوم: دلهره به‌مثابه گشودگی دازاین
جلسه‌ی سوم: هستی دازاین به‌مثابه پروا
جلسه‌ی چهارم: دازاین و واقعیت
جلسه‌ی پنجم: هستی وحقیقت

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.