بدن به مثابه ساز؛ اجرای موسیقی الکترونیک زنده با سیستم‌های حرکتی

بدن به مثابه ساز؛ اجرای موسیقی الکترونیک زنده با سیستم‌های حرکتی

  • تاریخ شروع: ۱۹ مرداد ۱۴۰۵
  • روزهای: دوشنبه
  • ساعت: ۱۸-۲۰
  • تعداد کل جلسات: ۴
  • دوره به صورت: آنلاین و حضوری

بسیاری از ما وقتی به تماشای یک اجرای موسیقی الکترونیک می‌نشینیم، با هنرمندی روبه‌رو می‌شویم که پشت یک لپ‌تاپ یا میز صدا قرار گرفته و حرکاتش به فشردن چند دکمه یا جابجا کردن اسلایدرها محدود شده است. در این وضعیت، برای مخاطب دشوار است که متوجه شود کدام حرکت نوازنده باعث تولید کدام صدا شده است؛ پدیده‌ای که پژوهشگران این موسیقی آن را «جعبه سیاه» می‌نامند. در مقابل، در سازهای سنتی مثل تار یا ویولن، ما شاهد همبستگی مستقیم بین تلاش فیزیکی نوازنده و صدای تولید‌شده هستیم.

این دوره با هدف بازگرداندن «بدن زنده» به مرکز اجرای موسیقی الکترونیک طراحی شده است. ما در این مسیر، بدن را نه یک ابزار مکانیکی صرف، بلکه به عنوان «اولین و طبیعی‌ترین ساز بشر» و پایه و اساس درک و تفکر خود بررسی می‌کنیم. در طول جلسات، خواهیم دید که چگونه پیشرفت تکنولوژی و سنسورهای حرکتی (مانند دوربین‌ها یا حسگرهای عضلانی) به هنرمند اجازه می‌دهد تا از محدودیت‌های میزهای ثابت رها شده و در فضای صحنه، مستقیماً با حرکات دست، نفس و حتی تنش عضلاتش، صدا را کنترل و خلق کند. این دوره تلاشی است برای درک بهتر رابطه‌ی میان ذهن، بدن و ابزارهای دیجیتال، تا هنرمند بتواند فراتر از یک اپراتورِ ماشین روی صحنه، به عاملی پویا در یک اجرای چندرسانه‌ای تبدیل شود.

جلسه‌ی اول: مقدمه و مفاهیم بنیادی

در این جلسه به بررسی این پرسش می‌پردازیم که چرا بدن در طول تاریخ موسیقی الکترونیک، از صحنه حذف یا پشت دستگاه‌ها پنهان شد. با تکیه بر مفاهیمی چون «شناخت تجسم‌یافته»، بررسی می‌کنیم که چگونه موسیقی را نه فقط با گوش، بلکه با تمام بدن احساس و درک می‌کنیم. همچنین با مفهوم «سوما-استتیک» آشنا می‌شویم که بر آگاهی از حس‌های درونی بدن برای افزایش خلاقیت در اجرا تأکید دارد.

جلسه‌ی دوم: رویکردهای طراحی، سیستم‌های پوشیدنی و فیزیولوژیک

تمرکز این جلسه بر چگونگی ساخت سازهای دیجیتالی شخصی‌سازی شده است. بررسی می‌کنیم که چگونه می‌توان سنسورهای متصل به بدن (مانند دستکش‌های هوشمند یا حسگرهای فعالیت عضلانی) EMG را به گونه‌ای طراحی کرد که به بخشی از سیستم عصبی نوازنده تبدیل شوند. هدف اینجا رسیدن به «صمیمیت کنترل»‌ است؛ یعنی ساز چنان با بدن یکی شود که نوازنده بدون فکر کردن به تکنولوژی، بر بیان هنری متمرکز بماند.

جلسه‌ی سوم: سیستم‌های حرکتی مبتنی بر صدا و نفس در اجراهای چندرسانه‌ای

نفس کشیدن و تولید صدا، خودکارترین فعالیت‌های بدن هستند که در این جلسه بررسی می‌شوند. یاد می‌گیریم که چگونه می‌توان ریتم تنفس یا ویژگی‌های آوایی را به داده‌های دیجیتال تبدیل کرد تا پارامترهایی مثل طنین و افکت‌های صوتی را کنترل کنند. همچنین با بررسی تجربیات هنرمندانی چون پاملا زد، به ادغام تکنیک‌های آوازی با سیستم‌های حرکتی می‌پردازیم.

جلسه‌ی چهارم: فضاهای ناملموس، سنسورهای بدون تماس و بازخورد بصری

چالش اصلی این جلسه، نوازندگی در «فضای خالی» و بدون لمس هیچ جسم فیزیکی است. بررسی می‌کنیم که در غیاب کلاویه‌ها و سیم‌ها، نوازنده چگونه باید بر حس و آگاهی از موقعیت بدن خود تکیه کند. همچنین نقش دوربین‌ها و سنسورهای فروسرخ را در ردیابی حرکات بدن و ایجاد پیوند میان تصویر، حرکت و صدا واکاوی خواهیم کرد.

جلسه‌ی پنجم: تحول هویت و عاملیت نوازنده

در جلسه‌ی پایانی، به این موضوع می‌پردازیم که کار با این سیستم‌ها چگونه هویت هنرمند را تغییر می‌دهد و به او اجازه می‌دهد تا به تنهایی کنترل کامل بخش فنی و هنری اجرای خود را به دست گیرد. با نگاهی به مفهوم «سایبورگ»، به هم‌افزایی نهایی میان انسان و ماشین می‌رسیم. در نهایت، دانشجویان آموخته‌های خود را در قالب پروژه‌ها یا ایده‌های طراحی برای سیستم‌های حرکتی ارائه می‌دهند.

 

 

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.