دربارهی مجموعهی شنو:
«میان شتاب دادهها و تصاویر بی وقفه، شنوایی ما منزوی شده و تجربهی موسیقی به عادتی کمعمق فرو کاسته است. موسیقی اغلب بدون کیفیت و بدون تمرکز شنیده میشود. در جهانی آشفته ازنویزهای بیوقفه، فرصتی لازم است برای مکث و حضور. فضایی لازم است تا در آن موسیقی با دقت و تمام جان و تن شنیده شود. “شنو” برای یک هدف ساده اما ریشهدار خلق شده: شنیدن موسیقی. جایی میان تمرکز، لذت و خیال. جایی که موسیقی نه یک صدایی در پس زمینه، بلکه حضوری زنده در فضا باشد. جایی برای ایستادن، شنیدن و فهمیدن.”شنو” جایی است برای بازگرداندن شنیدن به جایگاه اولیهاش. “شنو” تلاش میکند موسیقی را در شرایطی بازآفرینی کند که شنیدن به سفری درونی و عمیق تبدیل شود. در “شنو” شنیدن فقط یک کنش نیست، بلکه نوعی زیستن است.»
در این جلسهی شنیداری، به میزبانی همکاران عزیزمان در مجموعهی شنو، با هم به شنیدن برخی آثار ضبط شده از آهنگسازان پساجنگ اروپا مینشینیم:
Il Canto Sospeco از لوئیجی نونو
اثری برای ارکستر، کر و خوانندگان که در سال ۱۹۵۶ با زبان توتال سریالیسم (کنترل فرم موسیقی با استفاده از جایگشتهایی از ۱۲ تن، نسبتهای صوتی، شدت و رنگ) و بر روی متن نامههایی از قربانیان جنایتهای نازیسم نوشته شده است.
کیفیت این اثر تنها از ثبات استادانه در اعمال قوانین خودساخته به پروسهی آهنگسازی نیست، بلکه به همان اندازه از خردی است که به واسطهی آن اثر با پایبندی به این قوانین نسبت به ساختارهای اجتماعی و اصول ارتباطی زیباشناسی که تعریف میکنند واکنش نشان میدهد.
Accanto، موسیقی برای کلارینت و ارکستر از هلموت لاخنمان
این اثر در سال ۱۹۸۲ و در دیالوگ با کنسرتوی کلارینت موتزارت نوشته شده است. اثر با فرارفتن از عادات شنیداری در فرمی اشباع شده از صدا، به صورت مداوم ضربآهنگ متریک به عنوان پایهای برای تعینات تُنال را کنار میگذارد. در حین اجرا کنسرتوی موتزارت به صورت ساکت بر روی یک نوار خوانده میشود و فقط لحظاتی در حوزهی ادراک آکوستیکی ورود میکند. لاخنمان در سطحی آشکار ساختار شاهکار موتزارت، زبان تُنال آن، ژانر کنسرتو، انتظارات از توانایی نوازنده و ساز کلارینت را ساختارشکنی میکند.
مدرسهی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.