سیاست بدن: آئین دگردیسی بدن و پیدایش مدرنیته

سیاست بدن: آئین دگردیسی بدن و پیدایش مدرنیته

  • تاریخ شروع: ۲۱ تیر ۱۴۰۵
  • روزهای: یکشنبه
  • ساعت: ۱۸:۳۰-۲۰:۳۰
  • تعداد کل جلسات: ۴
  • دوره به صورت: آنلاین

این درس‌گفتار بر این ایده‌ی مرکزی بنا شده است که مدرنیته را باید از خلال دگرگونی مفهوم بدن فهمید؛ دگرگونی‌ای که از ارسطو آغاز نمی‌شود، اما بدون فهم دقیق ارسطو نیز قابل درک نیست، و در آگامبن به صورت بحران سیاسیِ تمام‌عیار آشکار می‌شود. آنچه در این میان پی گرفته می‌شود، نه تاریخ نظریه‌های بدن، بلکه مسیری است که در آن بدن از یک امر طبیعیِ حدّمند به میدانی برای کنش، تغییر، و نهایتاً سیاست بدل می‌شود.

جلسه‌ی نخست را با ارسطو آغاز می‌کنیم تا نقطه‌ی صفر مسئله روشن شود. در این جلسه بدن را در افق طبیعی–غایت‌شناختی ارسطویی می‌خوانیم: بدن به‌مثابه σώμα φυσικὸν ὀργανικόν، بدنِ طبیعیِ آلی که ارگانونِ نفس است و حرکت و تغییرش همواره درون حدود نوعی و غایتمند فهمیده می‌شود. تأکید می‌کنیم که در این افق، بدن نه تاریخی است، نه موضوع تصمیم، و نه سیاسی؛ بدن داده شده است و سیاست با لوگوس و کنش گفتاری سروکار دارد. هدف این جلسه دفاع از ارسطو نیست، بلکه نشان دادن این نکته است که تا وقتی بدن چنین فهمیده می‌شود، «سیاست بدن» ناممکن است. این حدّ ارسطویی همان چیزی است که در رنسانس و پس از آن فرو می‌ریزد.

در جلسه‌ی دوم به رنسانس می‌رویم، جایی که بدن برای نخستین بار به‌طور جدی در معرض تغییر قرار می‌گیرد. تمرکز اصلی بر جوردانو برونو خواهد بود، اما در زمینه‌ی وسیع‌تری از انسان‌گرایی و کیهان‌شناسی رنسانسی. نشان می‌دهیم که با فروپاشی جهان متناهی و سلسله‌مراتبی، بدن نیز جایگاه طبیعی و ثابت خود را از دست می‌دهد. در برونو، بدن دیگر نه ارگانونِ نفس، بلکه گره‌ای از نیروها و کارکردهاست؛ آنچه بدن را تعریف می‌کند، آن چیزی است که انجام می‌دهد.

تغییر کارکرد به تغییر بدن می‌انجامد. در این جلسه، ایده‌ی تاخوردگی، بی‌مرکزی و درون‌ماندگاری کیهانی را با بدن پیوند می‌زنیم و نشان می‌دهیم که چگونه بدن رنسانسی بدنی «در آستانه» است: باز، تغییرپذیر و فاقد حدّ طبیعیِ ثابت. هم‌زمان، نقاشی باروک را وارد بحث می‌کنیم تا نشان دهیم این دگرگونی پیش از آن‌که به زبان فلسفه درآید، در تصویر بدن‌ها رخ داده است: بدن‌های کاراواجو و روبنس به‌مثابه بدن‌های کنش، تنش و گذار.

در جلسه‌ی سوم، مسیر را به اسپینوزا می‌رسانیم و نشان می‌دهیم که ایده‌ی تغییر بدن در این‌جا به صورت یک اصل هستی‌شناختی صریح در می‌آید. در اسپینوزا، بدن نه جوهر مستقل است و نه ابزار نفس، بلکه نسبت معینی از حرکت و سکون است؛ چیزی که فقط از طریق توان‌ها و تأثیرپذیری‌هایش فهمیده می‌شود. در این جلسه به‌طور جدی بر این گزاره‌ی مشهور تمرکز می‌کنیم که «نمی‌دانیم بدن چه می‌تواند بکند»، و نشان می‌دهیم که این ندانستن صرفاً تجربی نیست، بلکه فلسفی و سیاسی است. بدن اسپینوزایی ذات ثابت ندارد، بلکه همواره در حال تغییر است، و همین تغییرپذیری است که امکان آزادی، انقیاد و سیاست را فراهم می‌کند. در این جلسه، سیاست بدن نه به‌معنای مدیریت بیرونی، بلکه به‌مثابه سامان‌یافتن توان‌های بدن‌ها در یک کل اجتماعی فهمیده می‌شود. این‌جا بدن به‌طور کامل از طبیعت ارسطویی جدا شده، اما هنوز به وضعیت استثنایی نرسیده است.

در جلسه‌ی چهارم، این مسیر را به نقطه‌ی بحران می‌رسانیم: آگامبن. در این جلسه نشان می‌دهیم که چگونه بدنِ تغییرپذیرِ مدرن، که از رنسانس و اسپینوزا امکان‌پذیر شده بود، در سیاست مدرن به موضوع تصمیم حاکم بدل می‌شود. با مفاهیم حیات برهنه، وضعیت استثنا و اردوگاه، نشان می‌دهیم که بدن اکنون نه فقط میدان توان‌ها، بلکه محل تعلیق قانون است. سیاست مدرن، برخلاف سیاست کلاسیک، مستقیماً بر بدن و حیات زیستی عمل می‌کند. در این جلسه تأکید می‌شود که آنچه در آگامبن می‌بینیم، گسستی ناگهانی نیست، بلکه نتیجه‌ی منطقی مسیری است که با فروپاشی بدن حدّمند آغاز شد و با ایده‌ی تغییر بدن تثبیت گردید.

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.