«فروپاشیدن در حضور دیگران»؛ پرسش کامو درباره‌ی «شکستن انزوا» پیشِ روی پنج چهره

«فروپاشیدن در حضور دیگران»؛ پرسش کامو درباره‌ی «شکستن انزوا» پیشِ روی پنج چهره

  • تاریخ شروع: ۱۳ تیر ۱۴۰۵
  • روزهای: شنبه
  • ساعت: ۱۸:۳۰-۲۰:۳۰
  • تعداد کل جلسات: ۵
  • دوره به صورت: آنلاین و حضوری

۱. جلسه‌ی اوّل:

آلبر کامو در رمان «سقوط» لحظه‌ای را توصیف می‌کند که زنی خود را از پل می‌اندازد . توی رودخانه غرق می‌کند. راوی بی‌اعتنا به سقوط زن می‌گذرد. سال‌ها بعد، در تاریکی، روی همان پل، قهقهه‌ای از پشت‌سر راوی را متوقف می‌کند. او برمی‌گردد امّا هیچ‌کس روی پل نیست. تاریکی محض. در هیچ خطی از متن سرنخی از این‌که صاحب قهقهه کیست پیدا نمی‌کنیم. او چهره ندارد. نام ندارد. از تمام هستی او تنها قهقهه‌ای به راوی و ما می‌رسد. این قهقهه مثل زلزله‌ای عظیم تمام شاکله‌ی زندگی راوی را از هم می‌پاشد. نظم زندگی راوی که ظاهراً به‌عنوان کارمندی قضایی در خدمت اجتماع بود، در هم می‌شکند. او از قهقهه به بعد، در تعلیقی بهت‌زده ـ- مثل بندبازی روی بند، انگار تا ابد روی پل – به زندگی‌اش ادامه می‌دهد؛ هرچند نه به همان زندگی قبلی‌اش.

امّا چه کسی قهقهه می‌زند؟ صاحب قهقهه کیست؟ کجا ایستاده است؟ به چه دلیل می‌خندد؟ آیا لحظه‌ی بی‌اعتنایی راوی به خودکشی زن، در حافظه‌ی صاحب قهقهه هم باقی مانده است؟ آیا او حافظه‌ی جهان است که دهانی برای خندیدن به دست آورده؟ این پرسش [پرسش از کیستی دیگری ناپیدا، یا به‌تعبیری پرسش از چیستیِ دیگری] پرسشِ محوریِ این دوره خواهد بود. «دیگری» در ناشناس‌بودن محض‌اش، چگونه از راه خواهد رسید و با چه نیرویی به هستی من اصابت خواهد کرد؟ او کِی خواهد رسید و با چه شیوه‌ای فهم من از جهان و شناخت من از خودم را دگرگون خواهد کرد؟
پنج چهره [فردریش نیچه، ادوارد مونک، امانوئل لویناس، آلژریداس ژولین گرمِس و بیونگ-چول هان] با پنج متن روبه‌روی این پرسش خواهند ایستاد تا هرکدام در مرئی‌کردن دیگریِ مطلق بکوشند، به‌طرف دیگریِ ناپیدایی که در تاریکی پل‌ها قهقهه می‌زند نور کوچکی بتابانند، یک پرتو/تک‌نگاری.

۲. جلسه‌ی دوم:

گرمِس با کتاب کوچکِ «نقصان معنا» نقطه‌ی صفر حرکت را در اختیار ما می‌گذارد. با بازخوانی کتاب، جعبه‌ابزاری مفهومی برای تحلیل چیستیِ صاحب قهقهه به دست خواهیم آورد. به این خواهیم اندیشید که «حضور پیش‌بینی‌ناپذیر»، «رخدادوارگیِ دیگری» و «تصادفِ اثرگذارِ مواجهه با او» چه کیفیت‌ها و مختصات روایت‌شناختی‌ای دارد. به این‌که ساختار روایت چگونه [به‌تعبیر گرماس] قِسمی روایت مبتنی بر «زیبایی‌شناسی حضور» است و این شکل از حضور روایی چه تفاوتی با شیوه‌های روایت کلاسیک دارد. درنهایت خواهیم کوشید دیگری ناپیدا را با نامِ «رخدادِ نامترقبه» بخوانیم تا دست‌کم یکی از وجوه هستی او را نشان‌دار کنیم: این‌که او هم‌چون صاعقه‌ای بدون ابر، صاعقه‌ای ناخوانده جلوی پای ما به زمین خواهد خورد.

۳. جلسه‌ی سوم:

فردریش نیچه و ادوارد مونکِ نقاش با «چنین گفت زرتشت» و مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از چندین پرده نقاشی، راهنمای ما در قدم دوّم خواهند بود. با این دو، به محل وقوعِ قهقهه‌ی دیگری خواهیم پرداخت؛ به «پل». پل کجاست؟ چه خصوصیاتی دارد؟ چرا دیگری و قهقهه‌اش، به‌جای تمام موقعیت‌های مکانی ممکن، روی «پل» به وقوع می‌پیوندند؟ آیا انسان روی پل، تفاوتی با انسان روی زمین دارد؟ ــــ در واکاوی تمثیلِ «پل» در متن «چنین گفت زرتشت» و تعقیب زنجیره‌ پل‌های ادوارد مونک [که پیوند محکم و درعین‌حال رمزواری با آرای نیچه دارند] وجه دیگری از هستی دیگریِ ناپیدا را لمس خواهیم کرد؛ موقعیت‌مندی و مکانِ وقوعِ دیگری را، به‌مثابه شرط تحقق او.

۴. جلسه‌ی چهارم:

کتاب بعدی در این موازی‌خوانی، برای لمس دیگریِ ناپیدا، برای لمس‌کردنِ فیلِ در تاریکی، کتاب مختصرِ «زمان و دیگری» لویناس است: فیلسوفِ «دیگری». با او به سراغ دیگری در دیگری‌بودنِ مطلق‌اش خواهیم رفت. دیگری‌ای که نه به چنگ شناخت می‌آید، نه ما را از خود به در می‌آورد و ازخودبیگانه می‌کند. این دیگری مطلق، این رازِ به‌دست‌نیامدنی که هم‌جنس با مرگ و آینده و امتناع است، در گذار از تحلیل مفاهیمِ وجود، موجود، زمان و دیگربودگی ما را به سفری چشم‌بسته روی پلِ رمان سقوط می‌برد. سفری در تاریکی محض برای ادای نیایشی خطاب به صاحبِ قهقهه؛ رازونیازی با هستی نامفهوم او. با کتاب کوچک لویناس وجهی بنیادین از هستی دیگری مطلق پیش چشمان ما روشن خواهد شد: چهره‌ی او، که جهان را در جبهه‌ی مواجه‌اش با «من» نمایندگی می‌کند.

۵. جلسه‌ی پنجم:

از رهگذر بازخوانی «زمان و دیگری» لویناس، به رابطه‌ی اروتیک در مقام صورتی از ارتباط با دیگری می‌رسیم که دیگری را نه هم‌چون دارایی من یا موضوع شناخت من، بلکه به‌عنوان حضوری رازواره و غیرقابل‌نفوذ در جهان بازشناسی می‌کند. حضوری که تنها در تماس‌های محدود [برای مثال در نوازش] بر من آشکار می‌شود. این رابطه اما در زمانه‌ی ما ـــ زمانه‌ی مصرفِ هذیانی جهان، زمانه‌ی مرگ معنا ـــ تحریف می‌شود و به رابطه‌ی پورنوگرافیک با دیگری تبدیل می‌شود. رابطه‌ای که معطوف به گشودگی دربرابر دیگربودگی و تفاوت‌های فروکاست‌ناپذیر دیگری نیست، بلکه در کارِ متورّم‌کردنِ اگوی من است؛ در کارِ پرورش بی‌رَویه‌ی خودشیفتگیِ مرضیِ من. بیونگ-چول هان در کتابچه‌ی «احتضار اروس»، به‌پشتوانه‌ی آرای لویناس درباره‌ی «دیگریِ مطلق»، دست به تحلیل چیستیِ «رابطه»ی من با دیگری [و نه تحلیل چیستی او به تنهایی، یا چیستیِ من به‌تنهایی] می‌زند.

او در سرگیجه‌ی همگانی عصر ما به‌دنبال راه‌های نجات دادن «عشق» به‌عنوان تنها راه گشودگی بی‌قیدوشرط دربرابر دیگری می‌گردد. آیا او موفق می‌شود که عشق [اروس] را از زیر لگدکوب پورنوگرافیکِ جهان مصرفی بیرون بیاورد؟ عشقی که درنهایت دریچه‌ای برای شنیدنِ قهقهه‌ی دیگری به‌مثابه شکلی از موسیقی، و نه هم‌چون شکلی از اضطراب صوتی، است. موسیقی‌ای که من را برعکس راوی رمان سقوط از خودم تهی نمی‌کند تا پوسته‌ی خالی‌ام روی پل‌های تاریک از بادهای وحشت بلرزد، بلکه جهان را میان من و دیگری تقسیم می‌کند؛ مرزی موسیقایی که سهم دیگران را از من و از جهان به من گوش‌زد می‌کند.

 

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.