تاریخ و آگاهی طبقاتی گئورگ لوکاچ چهبسا مهمترین اثر فلسفی در سنت ملهم از مارکس باشد. در این کتاب، لوکاچ میکوشد نشان دهد چگونه روابط اقتصادی سرمایهداری نه تنها حیطهی اقتصاد، جامعه و سیاست جهان مدرن را تعیین میکند، بلکه ساختار سوژگی و فردیت انسانها را نیز شکل میدهد، به گونهای که انسانها در شرایط متعارف زندگی روزمره از عاملیت حقیقی خود تخلیه میشوند و در عوض نوعی عاملیت «شئشده» به خود میگیرند. چنین عاملیت شئشدهای (به معنایی که در این درسگفتار مشخص خواهد شد) انسانها را به تأیید و تصدیق روابطی سوق میدهد که خودْ آنها را از عاملیت انسانی حقیقی محروم کرده است.
با این حال، لوکاچ بر این باور است که فائق آمدن بر چنین آگاهی شئشدهای ممکن است، آنهم از طریق نوعی سیاست مردمی که پیوند واقعی بین انسانها و در نتیجه سوژگی و فردیت آنها را از نو احیا کند. این کتابْ فلسفه، جامعهشناسی، اقتصاد و سیاست را به صورتی نظاممند به هم میآمیزد و به همین جهت آن را میتوان به قطعْ سرمنشاء آن جریانی نامید که بعدها به «مکتب فرانکفورت» مشهور شد.
در این دورهی متنخوانی، طی شش جلسه به خوانش تاریخ و آگاهی طبقاتی لوکاچ خواهیم پرداخت. شیوهی کار چنین است که بندهایی گزیده از متن را که برای هر جلسه تعیین میشود خواهیم خواند و به بحث و گفتوگو دربارهی آن خواهیم پرداخت، مبنای بحث ترجمهی فارسی خواهد بود، لازم است مخاطبین کتاب را بههمراه داشته باشند و فرض بر آن است که متن مربوط به هر جلسه را از پیش خواندهاند.
مدرسهی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.