جواد گنجی - میل منحرف و نسبت آن با هنجار و قانون: انحراف‌های جنسی، تابو، منع، گناه و تخطی

میل منحرف و نسبت آن با هنجار و قانون: انحراف‌های جنسی، تابو، منع، گناه و تخطی

  • تاریخ شروع: ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۰
  • روزهای: پنجشنبه‌
  • ساعت: ۱۷ - ۱۹
  • تعداد کل جلسات: ۵
  • دوره به صورت: آنلاین

مادامی‌ که انحراف به مثابه‌ی پدیده‌ای حاشیه‌ای و عجیب و نامتعارف معرفی شود، هیچ راهی برای درک مکانیسم‌های برسازنده‌ی آن وجود ندارد. حتی امروزه، به رغم شیوع گسترده‌ی محصولاتی که از جاذبه‌ی «انحراف» و «رفتارهای منحرف» برای جذب مخاطبان و مشتریان استفاده می‌کنند، بسیاری تصور می‌کنند میل و رفتار منحرف عملاً معادل انواع بیمارگونگی‌ها، تباهی‌ها، تخطی‌ها و فسادهای اخلاقی است. بنابراین مفهوم «انحراف» هیچگاه تا این حد گمراه‌کننده نبوده است. در چنین فضایی همه‌ی ایدئولوژی‌ها برای توجیه و مرزبندی خود با «دیگری» به مفهوم «انحراف» متوسل می‌شوند و هر نوع کج‌روی از چارچوب‌های گفتاری خود را ذیل عنوان «رفتارهای منحرف» می‌گنجانند. مع‌الوصف، تقریباً همگان به جاذبه‌ها و اغواکنندگی‌های آنچه «منحرف» می‌خوانند آگاهی ضمنی دارند. بدینسان مواجهه با «میل منحرف» غالباً رسوایی‌آمیز است، به ویژه وقتی ناظر «رفتارهای منحرف»، که خود را مصون از تأثیرات میل منحرف می‌داند و در باب آنها حکم اخلاقی صادر می‌کند، از مشاهده‌ی آن‌ها لذت و دردی خاص را تجربه می‌کند.

بیش از یک قرن پیش، فروید با مسأله‌دارکردن تقابل صریح میان سوژه‌ی نرمال‌ و سوژه‌ی بیمار و با کمرنگ‌کردن مرزهای جداکننده‌ی وضع نرمال از وضع نابهنجار، به وضوح نشان داد که آنچه شرایط روانی نرمال می‌نامیم تا چه حد آمیخته به انواع سیمپتوم‌ها و فانتزی‌های منحرف است و بررسی پدیده‌های بیمارگون تا چه حد می‌تواند به درک ما از پدیده‌های ظاهراً عادی و بهنجار کمک کند. از این لحاظ، مفهوم «میل منحرف» ــــ دست‌کم وقتی پا به جهان میل می‌گذاریم ــــ در مورد همه‌ی ما، اعم از سوژه‌ی روان رنجور، روان‌پریش یا منحرف، مصداق دارد. هرگز نمی‌توان ادعا کرد که میل منحرف به ما ربطی ندارد و ما به کلی فارغ از آن ایم، زیرا در بطن وجود ما هسته‌ای منحرف هست که زایل‌ناشدنی است. اما این اصلاً بدان معنا نیست که نسبت همه‌ی ما با میل منحرف همانند نسبت خود «سوژه‌ی منحرف» است. در اینجا باید میان وجود فانتزی‌های منحرف در همه‌ی سوژه‌ها و وجود ساختار روانی منحرف فرق گذاشت. بررسی نسبت سوژه‌های مختلف با «قانون»، «هنجار» و «میل دیگری» نشان می‌دهد که سوژه‌ی منحرف واجد هویتی ساختاری است که تابع منطقی مشخص و دقیق است. «سوژه‌ی منحرف» به شیوه‌ای خاص و متمایز از سوژه‌های موسوم به عادی و سوژه‌های روان‌رنجور و روان‌پریش وارد نظم نمادین می‌شود، با قانون رابطه برقرار می‌کند، و معمای تفاوت جنسی را حل می‌کند. ازاینرو، با بررسی دقیق ساختار روانی منحرف می‌توان به بسیاری از غموض میل‌ورزی، روابط بشری، نظم و قانون، گناه و تخطی پی برد.

مدرسه‌ی هنر و ادبیات بیدار، با همکاری متخصصان و هنرمندان فعالیت‌ خود را از پاییز ۱۳۹۸ آغاز نموده.